محمد مهدى ملايرى
135
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
رود دجله و فرات گسترده بودند و همواره در خطر سيل و غرقاب آن دو رود قرار داشتند ، كنارههاى اين دو رود و رودهاى جدا شده از آنها ، آببندها و سدهاى ساحلى بسته شده بود كه در موسمهاى پرآبى و طغيان ، آب رودها به زمينهاى اطراف سرازير نشود و آنها را غرقه نسازد و براى آبيارى سرزمينهاى مرتفع و دور از آب هم مانند اراضى شرقى و شمالى عراق مانند استانهاى شادهرمز و تسوى بزرگ شاپور ( 1 ) در شرق دجله در بستر همين رودها به خصوص رود دجله سدهائى ساخته شده و نهرهائى كنده شده بود كه آب رودها را به زمينهاى مرتفع سوار كند تا بتوانند به زمينهاى دوردست نيز برسانند . مسلم اين است كه اين سدها و بندها و تأسيسات آنها همچنين رودهاى اصلى و فرعى تا وقتى كه به نهرهاى كوچكتر و سرانجام به جويهاى زراعتى تقسيم مىشدند و در كشتزارها جريان مىيافتند ، احتياج به حفظ و نگهدارى و مراقبت دائم و تعمير و بازسازى مستمر داشتند كه جز با تشكيلاتى منظم امكانپذير نمىبود ، و گرچه ما امروز از چند و چون آن تشكيلات آگاهى زيادى نداريم ، ولى اين را مىدانيم كه تا وقتى آن تشكيلات وجود داشته و چنان كه بايد به وظائف خود مىرسيده ، همهء آن مناطقى كه تحت اداره و سرپرستى آن بوده ، آباد و سرسبز و پرنعمت و سرشار از زندگى بوده و چون آن تشكيلات از ميان رفته يا چنان كه بايد به وظائف خود نرسيده ، ويرانى و مرگ و نيستى جاى آن را گرفته است . كاوشهايى كه به وسيلهء كاوشگران باستانشناس در قلمرو دولت ساسانى شده آثار بسيارى را در همين منطقهء عراق از آبادىهاى عهد ساسانيان آشكار ساخته و از آن جمله هيأت كاوشگران اكسفورد فيلد در نتيجهء كاوشهاى مهمى كه در استانهاى جنوبى عراق و در قلمرو دو استانى كه ذكر آنها گذشت به عمل آوردهاند به اين نتيجه رسيدهاند كه در اين منطقه سرزمين واقعبين دجله و فرات در آن زمان به وسيلهء جدولهاى منظم آبيارى مىشده و سرتاسر آن خاك